تبليغاتX
یک دوست خوب

 

خدای من ! اینجا چقدر زیبا ست !

هر وقت ممکن شد بیا اینجا !

 اینجا هوا عالی است ، گل هست ، درخت هست ، پرنده هست ،

 موسیقی هست ، شعر هست ، آب هست ، نورهست .

 چی؟ ! گفتم نور ؟ ! آری اینجا همه چیز نورانی است.

 ببخشید اشتباه کردم! اصلا اینجا همه چیز نور است.

 اگر جاری شوی و بیایی، شنا ور می شوی در این

 اقیانوس نور ، رها می شوی و پرواز می کنی و

 حس می کنی که به سبکی نوری و کم کم به نورانی

 بودن خو دت هم پی می بری... اینجا گرم و صمیمی

 است و بیرون سرداست و بیرو ن زمستان است و

 سلامت را نمی خوا هند پا سخ گفت و هوایش بس

 نا جوانمردانه سرد است ! بیرون مردم می روند در

 کوره وبعداز کوره در می روند و یک روز بر دیوار

 نوشته بودند« اگر می خوا هی از کوره در نروی ،

هیچگاه وارد کوره نشو»  و من ساده لوح باور کردم

  و کاش تو هم ساده لوح باشی و این جمله را جدی

 بگیری و آنقدر مراقب کوره ها باشی تا سر از

 سر زمین بدون کوره در آوری ! این مراقب بودن

 همان مراقبه است. پس مراقبه کن و بگذار مرکز

 آسوده شود و تمامی هیا هو ها و قیل و قال هایت

 بمیرند و بفهمی که خیس رحمتی و چشم به دنیایی

 جدید باز کنی ، دنیایی که اینجا است ، دنیایی که

 در آن جز زیبایی ، عشق نیکی ، آرامش و آسودگی

 چیز دیگری نیست که بخواهی ببینی ، آنگاه به تو

 خواهند گفت : تولدت مبارک ! و این تولدی دیگر

 است که بارها برایت گفته ام پس مراقب باش ،

 مراقب هر انچه که به طور مستقیم به منبع انرژی

 وصل نیست ، مراقب اندیشه های قالبی ، مراقب

 آنجا که می روی و می نشینی ، مراقب فیلم ها و

جلسات و کتاب ها ، مراقب همه چیز باش ! اصلا

 همه چیز را رها کن تا بتوانی زنده و سیال باشی

 چیزها ، چیزی جز چیزها نیست ! و تو را به هیچ جا

 نمی رسانند . پس به همه چیز نچسب. باید درونی خالی

داشته باشی تا بتوانی میزبان خدا گردی و به اینجا برسی .

 اینجا یعنی دقیقا همین جا ! یعنی نه ان جا ! انجا یعنی :

 آن وقت یا ان مکان ان یعنی گذشته یا اینده و اینجا یعنی

 الآن ، پس همیشه در حال باش ! زیرا نفس نمی تواند در

 حال زندگی کند ، واگر کسی نسبت به لحظه لحظه اش

 آگاه باشد ، آنگاه به بی خودی می رسد ، به سر زمین عاشقی ،

 به سر زمین «لا اله الا الله »زیرا قرار نیست که ما «خود»

 را آزاد کنیم ، بلکه باید از خود باید آزاد  شویم. ازهمه جا دست

 بشوی و خودت را پرتاب کن اینجا ! بپر در دل حقیقت ! اینجا

 چیزی نیست که پنهان کنیم ، چیزی نیست که از دست بدهیم و

 غمی نیست که بخوریم ! اینجا یعنی جایی که من هستم و اینجا

 یعنی هر جایی جز آنجا ! زیرا که اصلا آنجایی که در زمان

حال وجود خیالی است و امیدوارم دست از زندگی کردن در

 تخیلات برداری ! راستی انسان به چه دلیل رنج می برد ؟

 خوب نگاه کن  و به پوچی ذهن بشری و تلاش ها و تقلاهایش

 بخند بازی را زیاد جدی نگیر

  درنگ کن و ببین

 دوست بدار و گذشت کن و آگاهانه زندگی کن

خدای من ! اینجا چقدر زیباست !

هر وقت ممکن شد اینجا بیا !

 

+ تهیه شده در سه شنبه 1387/04/25در ساعت عشق 19:1 به قلم مریم گلی |