بنام خدا
امروز جمعه است روز عرفه.تقویم هارا اگه نگاه کنید در همسایگی عید قربان کنار نام عرفه ، نام روز نیایش را هم مبینید. شاید فکر کنید نامگذاری یک روز از سال به عنوان روز نیایش ، از کارهایی است که .....درست است. دعا مال یک روز و یک هفته و یک سال نیست . همه روزها می تواند روز دعا باشد همه ساعت ها و همه لحظه ها ...اما گذشته از اینکه در 170کشور را روز جهانی دعا نامگذاری کرده اند . امروز برای ما روز دیگری ست.
یک روز عرفه است و یک دعای عرفه به یاد آن عصرگاه که امام حسین (ع) مراسم حج رانیمه تمام گذاشت و پیش از راهی شدن به سوی کربلا . در صحرای مکه نیایشی کرد که در تاریخ ثبت شد. خیلی ها امروز عصر با بغضی در گلو ، زیر آسمان خدا می نشینند و همان جملات را تکرار می کنند. دعای عرفه می خوانند و اشک میریزند و پرواز می کنند....
« حمد و سپاس خدایی را سزاست که تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی شکند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی دارد و هیچ آفریده ای به پای شباهت مخلوقات او نمی رسد...جهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من ، تورا باز نداشت از اینکه راهنمایی ام کنی به سوی صراط قربتت موفقم گردانی به آنچه رضا و خشنودی توست.
پس هر گاه که تو را خواندم پاسخم گفتی
هرچه از تو خواستم ، عنایتم فرمودی
هرگاه اطاعتت کردم ، قدردانی کردی
و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم ، بر نعمت هایم افزودی....
اینها همه چیست؟ جز نعمت تمام و کمال و احسان بی پایان تو؟
.من کدام یک از نعمت های تو را می توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر بسپارم؟....»
امروز عصر روح خیلی ها با همین کلمات و جملات به اهتزز در می آید. می خوانند و کیف دنیا را می کنند..
خدایا ! الطاف خفیه ات و مهربانی های پنهانی ات بیشتر و پیشتر از نعمت های آشکار توست...
خدایا! من را ازرمناک خویش قرار ده آن سان که انگار میبینمت،آنگونه حیامندم کن که گویی حضور عزیزت را احساس میکنم.
خدایا!من را با تقوای خودت سعادتمند گردان.
و با مرک نافرمانی اتبه وادی شقاوت و بدبختی ام مکشان.
در قضایت خیرم را بخواه.
و قدرت و برکاتت را بر من فروریزد تا آنجا که تأخیر را در تعجیل های تو و تعجیل را در تأخیر های تو نپسندم.آنچه را که پیش می اندازی دلم هوای تأخیرش را نکند و آنچه را که بازپس می نهی من را شکوه و گلایه نکشاند.
پروردگار من !
من را از هول و هراس های دنیا و غم و اندوه های آخرت رهایی ببخش . ومن را از شر آنان که در زمین ستم میکنند در امان بدار.
.....خدایا!
به که واگذارم میکنی؟
به سوی که می فرستی ام؟
به سوی آشنایان و نزدیکان ؟ تا از من ببرند و روی برگردانند ؟ یا به سوی غریبان و غریبگان تا گرد در ابرو بیفکنند و مرا از خویش برانند؟ یا به سوی آنان که ضعف مرا می خواهند و خواری ام را طلب میکنند؟
.....من به سوی دیگران دست دراز کنم در حالیکه خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من.
.... ای توشعه و توان سختی هایم
ای همدم تنهایی هایم
ای فریاد رس غم ها و غصه هایم
ای ولی نعمت هایم
.ای پشت و پناهم در هجوم بی رحم مشکلات
ای مونس و مأمن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی کسی
ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگی
ای کسی که هرچه دارم از توست و از کرامت بی انتهای تو
....تو پناهگاه منی، تو کهف منی ،تو مأمن منی، وقتی که راه ها و مذهب ها با همه خرافی شان مرا به عجز می کشانند و زمین با همهی وسعتش بر من تنگی می کند ....
اگر نبود رحمت تو ، بی تردید من از هلاک شدگان بودم. و اگر محبت تو ، بی شک سقوط و نابودی تنها پیش رویم بود.
ای زنده!
این معنای حیات ، وقتی هیچ زنده ای در وجود نبوده است.
....خدای من !
خواندمت پاسخم گفتی . از تو خواستم ، عطایم کردی
به سوی تو آدم ، آغوش رحمت گشودی. به تو تکیه کردم،نجاتم دادی.
به تو پناه آوردم،کفایتم کردی.
خدایا از خیمه گاه رحمتت بیرونمان کن.
از آستان مهرت نومیدمان مساز.
از درگاه خویش مارا مران.
......ای خدای مهربان!
بر من روزی حلالت را وسعت ببخش وجسم و دینم راسلامت بدار.
.ای آنکه :
در بیماری خواندمش وشفایم داد
در جهل خواندمش و شناختم عنایت کرد
در تنهایی صدایش کردم وجمعیتم بخشید
در غربت طلبیدمش و به من وطن بازم گرداند.
در فقز خواستمش و غنایم بخشید
........من آنم که بدی کردم. من آنم که گناه کردم . من آنم که به بدی همت گماشتم. من آنم که غفلت کردم. من آنم که پیمان بستم و شکستم . من آنم که بد عهدی کردم و...اکنون باز گشته ام.
باز آمده ام با کوله باری از گناه و اقرار به کناه.
پس تو ای درگذر خدای مهربان.
عید قربان بر همه شما دوستان مبارک
التماس دعا.....